پانزدهم مهر 1344 ،در شهر الموت از توابع شهرســتان قزوين به دنيا آمد. پدرش محمدحســين (فوت1349 )مادرش شاه باجي (فوت1344 ) نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. آهنگر و جوشكار بود. از ســوي بســيج در جبهه حضور يافت. بيست و نهم
بهمن 1361 ،در كرخه بر اثر اصابت تركش و ســوختگي به شهادت رسيد. مزار وي در روستاي گرمدره تابعه شهرستان كرج واقع است.




پس از عرض سلام سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم اميدوارم كه هميشه در زندگاني هيچگونه ناراحتي نداشته باشي و اميدوارم كه هميشه در زندگاني هيچگونه كسالتي نداشته باشي. اگر از برادر حقير خود خواسته باشي الحمدالله بد نيستم و به ذكر دعاگويي شما مشغول ميباشم. خدمت زن داداش مهربانم بهتر از جانم سلام و دعا سلام زيادي ميرسانم اميدوارم كه هميشه در زندگاني هيچگونه ناراحتي نداشته باشي.
خدمت برادر مهربانم آقاي داودخان و زنداداش مهربانم منيژهخانم سلام زيادي ميرسانم. خدمت برادرزاده عزيزم، اميرخان كوچولو سلام و دعاي زيادي ميرسانم. خدمت تمام فاميل هاي عزيز يك به يك سلام و دعاي زيادي ميرسانم. خدمت آقاي رحيم خان با خانمش زري خانم سلام زيادي و هميشه سلامتي آنها را ميخواهم اميدوارم كه هميشه در همه جا خوب و پيروزي از آن آنها باشد.
برادر جان، اميدوارم كه هميشه در زندگاني خود مفيد و پيروز باشي. اميدوارم كه از بديهاي من كه كردهام نسبت به شما و زنداداش ببخشيد. برادرجان، از شلوغ نوشتن نامه اميدوارم كه ناراحت نباشي من اين نامه را با عجله در سنگر مينويسم. ديدهام كه يكي از برادران به من گفت: من ميخواهم به تهران بروم. گفتم: پس صبر كن! من يك نامه براي برادرم بنويسم.
برادر جان! اگر وقت كردي براي ما همه يك نامه ناقابل بدهيد تا من از وضع شما و زن داداش خوشحال شوم. برادر جان! نميدانم برادر عفوي به آوه رفته است يا خير. برادرجان، اميدوارم كه هميشه در زندگاني خوش و خرم بوده باشي. ما در مورخه پانزدهم دیماه 1361 به خط وارد شدهايم. اميدوارم كه هميشه برای ما دعاي خير كني، اميد پيروزي والسلام.
من الله التوفيق
انتهای پیام/

