شهید مدافع حرم،نوروزی-علیرضا

شهید مدافع حرم،نوروزی-علیرضا

پیکر یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم حضرت زینب (س) تشییع و در قطعه شهدای مدافع حرم گلزار شهدای ملارد به خاک سپرده شد.

مراسم تشییع پیکر علیرضا نوروزی شهید مقاومت و مدافع حرم حضرت زینب (س) با حضور پرشور و گسترده مردم در شهرستان ملارد در تاریخ ۱۳۹۴/۳/۲۱ برگزار شد.

مراسم تشییع این شهید از مسجد جامع خامس آل عبا شهر ملارد تا گلزار شهدای این شهر و با حضور آیت‌الله محسن قمی معاون ارتباطات بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری، حجت‌الاسلام ملکی نماینده ولی فقیه در ناحیه مقاومت بسیج شهرستان ملارد، امام جمعه، فرماندار و مسئولان شهرستانی برگزار شد.

پس از مراسم تشییع، نماز میت توسط حجت‌الاسلام سید حسین حسینی‌نوروی امام جمعه شهر ملارد بر بدن این شهید قرائت شد و سپس در قطعه شهدای مدافع حرم واقع در گلزار شهدای ملارد به خاک سپرده شد.

گروه استانی «تیتریک»: این روزها در میان شهدای حرم نام شهدای افغانستانی از تیپ فاطمیون می درخشد و در این تیپ بسیاری از جوانان افغانی دلاورانه به قلب تروریستهای تکفیری می زنند و جان خود را خالصانه و بی هیچ چشمداشتی فدای دفاع از حرم حضرت زینب (س) می کنند.
معاندان با ایجاد شائبه هایی از این دست که مهاجرین افغانی به خاطر عواید مالی راهی جنگ در سوریه می شوند که حرفی کاملأ نابجا و در راستای اهداف ضد دین و ضد ارزشهای اسلامی است، در زیر با شهیدی والا مقام آشنا می شویم که شغل پر درآمد خود را در افغانستان رها می کند و به ایران می آید تا به تیپ فاطمیون دلاور بپیوندد و در این راه به مقام پر ارزش شهادت دست پیدا می کند.شهید علیرضا نوروزی شهید مدافع حرم افغانستانی در کشور خود پلیس حکومت بود، عشق به امام حسین(ع) و خاندان پاک ایشان، وی را از خطرهایی که حرم حضرت زینب (س) را تهدید میکرد بشدت می آزرد و اخبار حضور تیپ فاطمیون در جبهه های سوریه را همیشه دنبال می کرد.
کمتر از یک سال پیش وی از محل کار خود در افغانستان ۳ ماه مرخصی می گیرد و با خداحافظی از مادر و پدر و تنها فرزند پسرش که او را سخت دوست می داشت، به ایران می آید و در کسوت یک رزمنده به دلاورمردان فاطمیون می پیوندد.او به پدر و مادرش اینگونه می گوید که حرمت حرم ناموس شیعه در خطر است و نمیتوانم این را تحمل کنم، پدر هرچه از آینده پسر برایش می گوید، شهید فردای فرزند را به خدا می سپارد و راهی ایران می شود.پدر که هنوز از داغ فرزند بعد از یک سال چشمه چشمانش جاری است می گوید: علیرضا بسیار مهربان بود و از نظر مالی مشکلی نداشت و ما را به همراه فرزند پسرش که از نعمت وجود مادر بی بهره است به خوبی تأمین می کرد.
وی می افزاید: سه ماه مرخصی علیرضا به وداعی همیشگی تبدیل شد و خدا به من نعمت پدر شهید شدن را داد.مادر خاطرات خود را در شب آخر حضور پسر در افغانستان اینگونه بیان میکند: علیرضا دستانم را می بوسید و حلالیت میخواست و من هم تعجب میکردم و هم ته دلم می لرزید، نمیدانستم چه در سر دارد ولی از ارادتش به خاندان سیدالشهدا (ع) خبر داشتم.
وی ادامه می دهد: علیرضا پسرش عباس را به بازار برد و چند برابر همیشه برایش خرید کرد و تلاش کرد تا محبت بسیاری به او نشان دهد و من غم جدایی را در نگاهش می دیدم ولی نمی توانستم چیزی بگویم، او انسانی خودساخته، فهیم و معتقد بود.عباس کوچک نیز که حالا بعد از شهادت پدر با مادربزرگ و پدربزرگ به ایران آمده در حال درس خواندن است و رفتاری همراه با حجب و حیا دارد.
مادربزرگ می گوید: او نیز مانند پدر مهربان و حرف گوش کن است.خواهر شهید با همسر خود که میزبان آخرین شب حضور برادر در ایران بودند در این رابطه می گوید: برادرم انسان آرامی بود ولی آن شب که قرار بود فردایش راهی سوریه و جنگ با تکفیریها شود، آرامش خاصی در چهره داشت و تمام رفتارش اینگونه نشان می داد که دیگر بر نمی گردد.
وی افزود: اصرار کردم که به پدر و مادر و عباس کوچکش زنگ بزند و خداحافظی کند ولی شهید به من گفت، نمیتوانم، می ترسم که در راهی که می روم مردد شوم.داماد خانواده اولین نفری بود که خبر شهادت علیرضا را شنید و می گوید: با روحیه ای که از او سراغ داشتم این مقام را برای او پیش بینی میکردم.امروز عباس یادگاری شهید مدافع حرم علیرضا نوروزی است و تمام امید پدر بزرگ و مادربزرگ، او نگاهی عمیق و متفکرانه دارد و بی شک راهی که پدر طی کرد برای او تربیتی عمیق با محوریت مذهب و اعتقاد به ارمغان خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.